سلام 
خیلی وقته نیومدم ولی به حال کسی که فرقی نمیکنه.
بی خیال فقط برای دل خودم مینویسم.دو تا مسافرت کوتاه
رفتیم در این مدت که یکیش شمال بود و رفتیم محمودآباد
و بابلسر و نور و رویان و اینا بد نبود با یه دوست بودیم خوب
بود و خوش گذشت و جاش هم از اونها بود.چقدر در شمال
فروشگاه های بزرگ باز شده که ما روحمان هم خبر نداشت
و دلم خیلی خرید میخواست ولی نتونستم به جز دو تا لباس
چیزی بخرم وقتمون محدود بود .چقدر هم فروشگاه های مارک
بود که البته من اهلش نیستم و به نظرم پول مفت دادنه.
مخصوصا پوشاک هالیدی که ایرانی بود و لباس های خیلی
زیبای اسپرت با قیمت های مناسب داشت و یه لباسم رو
از اونجا خریدم جنس هاش هم عالی بود بعد فهمیدم تو
همین تیراژه بغل گوش خودمون نمایندگی داره!آب در کوزه
و ما تشنه لبان میگردیم.خلاصه سفر دوم هم رفتیم بروجرد
برای سالگرد فوت پدر همسرم...باورم نمیشه چه زود یکسال
گذشت.خدا بیامرزش اگر این مطلب رو میخونین یه فاتحه
براش بفرستین.
سفر اول رو با ماشین خودمون رفتیم و خیلی راحت بود ولی
دومی رو با اتوبوس رفتیم و پدر من دراومد چرا؟چون این
راننده های .... بی ملاحظه کولرشون رو با درجه زیاد روشن
کرده بودن و هر چی مردم گفتن بابا قندیل بستیم گوش ندادن و
ما فریز شدیم و نتیجه اش هم این بود که من سخت مریض
شدم یه چیزی مثل آنفولانزا و یک هفته نتونستم از رخت خواب
پاشم و خیلی زجر کشیدم و حالم انقدر بد بود رفتم زیر سرم.
پی نوشت:هر وقت خواستین پنسیلین بزنین حتی اگه یه هفته
پیش زدین بگین قبلش براتون تست کنه چون من با این
که همیشه راحت میزدم این دفعه حساسیت نشون دادم
و اگه بی تست میزد الان اون دنیا تشریف داشتم!!!!!
فعلا بای